بایگانی ادبیات و علوم انسانی
مبانی، فرایندها و هدف (بخش اول)
ترجمه : روشنک روشنایی
این مقاله پدیدهٔ دگردیسی قهرمانانه را بررسی می‌کند: چیستی‌اش، چگونگی رویدادش، و چرایی اهمیتش. ابتدا، شش نوع دگرگونی قهرمان را توضیح می‌دهیم: ذهنی، اخلاقی، احساسی، معنوی، جسمانی و انگیزشی. سپس استدلال می‌کنیم که این دگردیسی‌ها در خدمت پنج کارکرد هستند: تسریع رشد تکاملی، مساعدت در بهبود و سلامت‌بخشی، ترویج وحدت اجتماعی، پیشبرد جامعه و عمیق کردن ادراک کیهانی. منابع درونی و بیرونی دگرگونی با تأکید بر اهمیت حضور راهنمای مجرب در ایجاد رشد دگردیسانه بحث شده‌اند
نگاهی اجمالی ازمنظر روان‌کاوی فرویدی
اتو رنک[1] در کتاب اسطورهٔ تولد قهرمان[2] بیان می‌کند که همهٔ اقوام متمدن از همان آغاز دربارهٔ پهلوانان، شاهان، شاهزادگان، بنیان‌گذاران مذاهب، سلسله‌ها، امپراتوری‌ها، و در یک کلام، درمورد قهرمانان ملی خود اسطوره‌ای ساخته‌اند و در مدح ایشان شعرها و حماسه‌ها گفته‌اند. نگاهی به این افسانه‌های قهرمانیِ گوناگونْ مجموعه‌ای از ویژگی‌های مشترک را پیشِ‌چشم می‌آورد که نشان از بنیان و شالوده‌ای مشترک دارند.
ضدقهرمانان و بخت اعادهٔ حیثیت
«وزیر اعظم» غالباً شریک جرم سلطان محسوب می‌شود. در مجموعهٔ تلویزیونی سلطان و شبان[2] شخصیت وزیر اعظم همان صفات رذیله‌ای را دارد که قرار است به‌عنوان «شرارت ذاتی» به همهٔ پادشاهان نسبت داده شود، البته با این تفاوت که وزیر اعظم حیله‌گرتر و فتنه‌انگیزتر است. در کلیشهٔ غالب سناریوهای ضدسلطنت، معمولاً زمانی که نویسنده بخواهد کمی در حق سلطان لطف کند او را شخصیتی عیاش و شکم‌باره نشان می‌دهد که، از فرط اشتغال به نفسانیات، وقتی برای ادارهٔ مملکت ندارد و به همین علت سررشتهٔ امور را به وزیری سپرده که ــ علاوه‌بر تمام خصلت‌های منفی سلطان ــ چاره‌اندیش و حیله‌گر هم هست.
تولد قهرمان در آثار محمود دولت‌آبادی
مهرک‌علی صابونچی: «قهرمان» در هریک از حوزه‌های ادبیات و علوم انسانی معنا و مفهوم ویژهٔ خود را دارد و پژوهشگران و متخصصان هر حوزه، متناسب با آنچه برداشت می‌کنند، علل و عوامل متعددی را دربارهٔ چیستی قهرمان و چگونگی پیدایش و تولدش ذکر کرده‌اند. ما، در پی مطالعات آغازین خود، متوجه شدیم که می‌توان به وجوه مشترکی در اغلب تعریف‌هایی که از قهرمان ارائه می‌شود دست یافت. در پی آن، امکانی به‌وجود می‌آید که، براساس این وجوه مشترک، به تعریفی نسبتاً راضی‌کننده و کلی از قهرمان برسیم
پیوند کشتی با پدیداریِ پهلوان-قهرمان
کُشتی از دوران باستان تاکنون از اهمیت ویژه‌ای در تاریخ و فرهنگ ایران برخوردار بوده است؛ به‌طوری‌که می‌توان این ورزش را مهم‌ترین ورزش این سرزمین و شناخته‌ترین درمیانِ مردمش دانست. از سوی دیگر، آمیخته شدن آن با عناصر پهلوانی و مرام و مسلک عیّاری و جوانمردی موجب شده شخصیت کشتی‌گیران به‌سوی جایگاه پهلوان‌ـ‌قهرمان یا به‌عبارت‌دیگر به جایگاه «کشتی‌گیرِ پهلوانِ قهرمان» پیش برود. نمود این فرایند را می‌توان در همهٔ سطوح فرهنگی و هنری ایران، از ادبیات و هنرهای تصویری تا سینما و تئاتر، بازیافت.
اسطوره‌کاوی اجتماعی فردوسیِ قهرمان‌پرداز، براساس روش ژیلبر دوران
ابعاد شخصیت ابوالقاسم فردوسی و آنچه او را وادار به سرودن اثری بزرگ چون شاهنامه کرده موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده. شاهنامه اثری سرشار از نام و ماجراهای پهلوانان و قهرمانان اساطیری و تاریخی است، که می‌توان زمینه‌های تولد و پیدایش آنان را مبتنی بر شگردها و روش‌های جدید اسطوره‌شناختی و نقد ادبی مطالعه و بررسی کرد. در مقالهٔ پیش رو، قصد بر این است که به کمک روش اسطوره‌کاوی ژیلبر دوران،[1] به‌عنوان شیوهٔ روان‌اسطوره‌شناسانهٔ هنری، در هفت گام، شاهنامهٔ فردوسی تحلیل و از این طریق به عامل خیال خلاق یا همان خیال خیال‌آفرینِ هنرمند دست یافته شود.
آرمان، ارزش و فرهنگ مولد قهرمان
ترجمه : ایمان خدا فرد
در آثار ادبی، قهرمان مردی است که او را می‌ستایند و از او تقلید می‌کنند. به همین دلیل، قهرمان همواره تجسم آرمان‌های فرهنگی است که او را خلق کرده. رخدادهای تاریخی و شرایط اجتماعیِ فرهنگ‌های مختلف موجب می‌شود که صفات مختلفی در رهبران ارج یابد. این ارزش‌های اجتماعی هم در اَعمال قهرمان بازتاب می‌یابند، هم در انگیزه‌های قهرمانانه. این مقاله بر قهرمانانِ ایلیاد، انه‌اید، بیووُلف و سرود رولاند متمرکز می‌شود و به ارزیابی این موضوع می‌پردازد که رخدادهای تاریخی و موقعیت‌های فرهنگی چگونه به تصویرِ قهرمانان در این آثار شکل می‌بخشند.
روایت جشنی باستانی در فضای باغ گلستان