بایگانی سینما
دوبله در فیلم‌های خبری
تبلیغات سیاسی از طریق سینما در ایران از طرف قدرت‌های بزرگی که تمایل به دخالت و نفوذ در ایران داشتند سابقۀ دیرینه‌ای داشت. تقریباً از همان سال‌های آغازین تأسیس و فعالیت سینماها در ایران، نفوذ تبلیغاتی و سیاسی از طریق سینما و فیلم‌های تبلیغاتی خبری در دستور کار کشورهایی نظیر شوروی، آلمان و انگلستان قرار گرفت. فیلم‌های تبلیغاتی در سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و پس از آن از طریق وزارت دربار و مجاری دولتی در اختیار سینماها قرار می‌گرفت. در زمان رضاشاه، شرکت «فوکس قرن بیستم» در ایران نمایندگی دایر کرد و در سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ سفارتخانه‌ها به توزیع فیلم مبادرت کردند؛ ضمن اینکه رابطۀ رضاشاه با آلمان هیتلری باعث شد تا شهریور ۱۳۲۰ خرید فیلم از کمپانی «اوفا» افزایش یابد. در واقع، سینما، که در همه‌جای دنیا وسیلۀ سرگرمی و تفریح عامه بود، در ایران از همان ابتدا، علاوه‌بر سرگرمی، وسیله‌ای در جهت اهداف سیاسی و تبلیغاتی قدرت‌های بزرگ درآمد. در این میان، حکومت وقت ایران در دوران رضاشاه هم، که پی به اهمیت فیلم‌های خبری جهت تبلیغات برده بود، سعی در تهیۀ فیلم از وقایع مهم نظیر سفرهای خارجی یا دستاوردهای داخلی نمود.
نسبت‌های جنگ سرد و سینمای روشنفکری قبل از انقلاب
سینمای ایران در تمام دوره‌هایش تابع قدرت‌های حاکم یا سیاست‌های حکومتی، که بر جامعۀ ایران طی دوره‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هشت دهۀ اخیر سایه انداخته‌اند، بوده است. این تابعیت صرفاً به معنای تبعیت از قوانین سیاسی موجود در هر دوره نیست، بلکه در سینمای روشنفکری و مستقل نیز در ادوار مختلف تاریخ سینمای ایران فیلم‌سازهایی ظهور کردند که در موضع نقد وضعیت موجود در هر دوره به ساخت آثار سینمایی روی آوردند و چون خود را در نسبت‌های معینی با وضعیت سیاسی و اجتماعی موجود دیدند و متناسب با آن آثار سینمایی خودشان را خلق کردند، در تابعی از وضعیت موجود قرار گرفتند، تابعی که سعی در ایجاد میدانی از آگاهی، به‌واسطۀ تولید اثر هنری (سینمایی)، داشته تا آن را در برابر سیاست کلی حاکم قرار دهد و این‌گونه به نیروی منتقد وضعیت حاکم تبدیل شدند.
نگاهی به تاریخ سینما
سینمای ایران همواره عرصۀ نزاع میان چپ و راست بوده است و این صرفاً محدود به دوران مرسوم به جنگ سرد نمی‌شود. یادداشت کنونی نزاع میان این نیروها را در سه پرده بازخوانی می‌کند: نزاع نیروهای حامی روس و انگلیس، در لحظۀ پیدایش سینمای ایران؛ نزاع سینمای حامی آمریکا و شوروی، در دوران جنگ سرد؛ و در نهایت، تداوم الگوهای بازنمایی سینمایی مرتبط با جنگ سرد در هزارۀ جدید ذیل عنوان «عصر جنگ گرم». دو استدلال اصلی این یادداشت از دل این تداوم تاریخی در بازنمایی سینمایی بازیگران مهم عرصۀ روابط بین‌الملل برمی‌خیزند: نخست، یادداشت حاضر نشان می‌دهد که علاوه‌بر تخاصمات سیاسی و اقتصادی، فرهنگ در معنای عام و سینما به معنای خاص، محملی برای پیشبرد این تخاصمات بوده است که از آن به جنگ سرد فرهنگی یاد می‌کنیم. دوم اینکه، جنگ سرد فرهنگی صرفاً جزء مکملی از فضای کلان جنگ سرد نبوده است، بلکه بخش مهم و مؤثری از این جنگ است که از قضا پیامدهای سیاسی و اقتصادی عینی داشته است.
تجلی جدال جهان دوقطبی شرق و غرب در فیلم‌های فارسی تاریخ سینمای ایران
در سال‌های ابتدایی سینمای ایران، خبری از دعوای شرق و غرب نیست؛ چراکه هنوز جنگ عالم‌گیر دوم شروع نشده تا مرزهای جدیدْ جهان را به پشت پرده‌های آهنین و بیرون آن تقسیم کند که یکی نماد کمونیسم یا ادعای جامعۀ بی‌طبقه باشد و دیگری مُبلّغِ حرصِ به پیشرفت از طریق ثروت‌اندوزی و لذت مصرف! اما از همان ابتدای تاریخ سینمای داستانی ایران، این واقعیت که فروش در گیشه ضامن دوام و بقای کار فیلمساز است خود را به سینمای ایران هم تحمیل می‌کند و فیلم دختر لُر (اردشیر ایرانی و عبدالحسین سپنتا، ۱۳۱۱) به‌عنوان اولین فیلم ناطق سینمای ایران به فروش خیلی بهتری دست پیدا می‌کند تا حاجی‌آقا آکتور سینما (آوانس اوگانیانس، ۱۳۱۱). در سکانس‌های آخر دختر لُر، آمدن رضاشاه با عنوان «دمیدن خورشید سعادت ایران» اعلام می‌شود و به شیوۀ فیلم‌های صامت، خصوصاً فیلم‌های شوروی سابق، که شعارهای اجتماعی را با میان‌نویس به تماشاچی منتقل می‌کنند، اینجا هم با مارش نظامی و پرچم شیر و خورشید در اهتزاز عباراتی روی پرده ظاهر می‌شوند که امروز پروپاگاندا جلوه می‌کنند، عباراتی که «ترقیات ایران» تحت توجهاتِ شاهِ سلسلۀ تازه به‌میدان‌آمدۀ پهلوی را یادآور می‌شوند: «تأمین اقتصادیات مملکتی»، «توسعۀ امور تجارتی»، «ایجاد کارخانجات»، «ترویج امتعۀ وطنی»، «تجدید نظر در قراردادهای سابق»، «اتحاد شکل در لباس»، «حفظ حقوق نسوان» و سامان‌گرفتن اموری چون یکپارچگی مملکت ایران که کل موضوع این فیلم هم هست و البته شنیدن صدای فارسی سخن‌گفتن هنرپیشه‌ها نیز در جلب تماشاگران نقش مهمی بازی می‌کند.
با تمرکز بر دهه‌های ۲۰ و ۳۰ خورشیدی
سینمای ایران در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ چه تفاوت‌هایی با دهه‌های قبلی و بعدی خود دارد؟ دورۀ دوم سینمای ایران در ۱۳۱۶ متوقف شده بود. این فاصله دورۀ تأمین زیرساخت‌های اقتصادی، تجهیزاتی و روانی برای آغاز سومین دورۀ سینمای ایران و پایداری طولانی‌مدت آن است. بنابراین وقتی در سال ۱۳۲۷ نخستین فیلم‌ها روانۀ بازار شد، فعالیتی تجربی یا خودآموزی محسوب گردید. طوفان زندگی، زندانی امیر و واریتۀ بهاری در آتش‌سوزیِ پارس‌فیلم از بین رفتند، بنابراین اطلاعات تاریخ سینمایی ما دربارۀ آنها بیشتر شفاهی و یا از طریق جستجو در مطبوعات و منتقدان اولیه مثل طغرل افشار و حسن شیروانی یا کتابی است که از مصاحبه با تقی ظهوری در آلمان چاپ شد. جدا از مستندی ساختۀ جانی باغداساریان، قدیمی‌ترین فیلم‌های داستانی که باقی مانده مادر دکتر کوشان، گلنسا سرژ آزاریان و افسونگر و یعقوب لیث است. از طریق آنها می‌توان به زیبایی‎‌شناسی فیلم‌های اولیۀ دورۀ سوم حتی رسوخ عنصر آتراکسیون به فیلم تاریخی (یعقوب لیث) پی برد. آنها از نظر شکل و مضمون کاملاً از آثار اجتماعی دورۀ دوم (محصول ایران و هند) و نظریۀ ایران پرسیای جدید متفاوت‌اند.
تاریخ سینمای ایران
ترجمه : محمد سروی‌زرگر
کتاب جهان‌منشی ایرانی: تاریخی سینمایی را انتشارات دانشگاه کمبریج در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. مؤلف کتاب، گلبرگ رکاب‌طلایی، استاد مطالعات خاورمیانه سیتون ‌هال و پژوهشگر سینمای ایران است. این اثر برگرفته از رسالۀ دکتری نویسنده است. مؤلف در این اثر تلاش دارد تجربۀ مدرنیته در ایران را از قاب سینما بازخوانی کند، تجربه‌ای که از اوایل قرن بیستم بر روی پرده‌های سینمای کلید خورد و تا سال ۱۳۵۷ ادامه پیدا کرد و پس از انقلاب نیز به صورتی دیگر به راه خود ادامه داد. کتاب حاضر عمدتاً به دورۀ زمانی میان پیدایش سینما در ایران تا انقلاب سال ۱۳۵۷ متمرکز است. دلیل تمرکز بر سینما از منظر مؤلف این نکتۀ مهم و بنیادی بوده است که اساساً دریافتی یکدست و همگن از تاریخ مدرنیته در ایران وجود دارد و آن برآمده از دل آثاری است که مدرنیتۀ ایرانی را بیش از هر چیز از قاب تحلیل‌های سیاسی مورد بررسی قرار داده‌اند؛ به بیان دیگر، در مقابل برداشت رایج و مرسوم از تجربۀ مدرنیتۀ ایرانی، که رکا‌ب‌طلایی با عنوان «زمان‌مندی سیاسی» از آن یاد می‌کند، نوع دیگری از تجربۀ مدرنیته در ایران جریان داشته که الزاماً از زمان‌مندی سیاسی تبعیت نمی‌کرده است.