• دسته‌بندی نشده

    دوبله در شکل‌گیری سینمای ایران، تأثیر انکارناپذیری داشت؛ کیفیت فیلم‌های هالیوودی و اروپایی را بالا برد و باعث شد تا تماشاگر ایرانی از سینما استقبال بیشتری کند. شاید بتوان گفت که دوبلۀ فیلم در ایران، در مقایسه‌ با بازیگری، کارگردانی، فیلم‌برداری و … به‌مراتب حرفه‌ای‌تر و پخته‌تر کارش را آغاز کرده است. ظهور افرادی که در تئاتر و رادیو، پیشینۀ فعالیت داشتند زیرساخت محکمی بنا کرد تا سینمای ایران در تاریخ خود، دوبله‌های درخشان و به‌یاد‌ماندنی زیادی داشته باشد؛ با اینکه استودیوهای دوبله امکانات کمی داشتند، اما شاهکارهایی خلق شد که پس از گذشت دهه‌ها، هنوز هم علاقه‌مندان بسیاری برخی از فیلم‌های تاریخ سینما را به‌خاطر دوبله‌های ارزشمندشان تماشا می‌کنند. در این میان، باید گفت دوبله در شکل‌گیری قهرمانان سینما نقش ویژه‌ای داشته است، به‌طوری‌که هنرپیشه‌های زیادی با صدای دوبلورهایشان مشهور شدند و اگر فرد دیگری صدای آن هنرپیشه را دوبله می‌کرد، تماشاگران از آن فیلم استقبال نمی‌کردند. دهه‌های سی، چهل و پنجاه دوران یکه‌تازی ستاره‌های سینما بود و در این میان،، این دوبلۀ فارسی بود که شرایط و نیاز آن روزگار را تشخیص داد؛ با اجراهایی قوی و حرفه‌ای، تیپ‌های جذاب و شیرین را جایگزین ستارگان سینما کرد. درواقع دوبله در ذهن تماشاگران، قهرمانان سینما را آفرید.

  • دسته‌بندی نشده

    تشابه واژگانی قهرمان به معنای فرد فاتح یا پیروز و قهرمان فیلم در زبان فارسی، وام‌گرفته از سلطۀ بخشی از تولیدات داستان‌محور و قهرمان‌محور سینمای بدنه و عامه‌پسند در دهه‌های پیش از انقلاب است. در اغلبِ فیلم‌های موسوم به «فیلمفارسی»، شخصیت اول یا قهرمان فیلم بر مبنای ساختارهای تثبیت‌شده و البته ایدئولوژیک آن سینما، مسیری اسطوره‌ای را طی می‌کرد که در پایان، از قهرمان (به معنای فرد پیروز) هیچ کم نداشت؛ بنابراین به یک معنا، برای مخاطب سینما در ایران، تفاوتی میان قهرمان فیلم و یک قهرمان واقعی نبود. اسطوره‌ای بودن این برداشت یا انتظار البته در ساختاری است که استوارت وتیلا در کتاب اسطوره در سینما با بهره‌گیری از آرای جوزف کمپل، آن را به‌طور کامل شرح می‌دهد.

  • دسته‌بندی نشده

    قصد داریم با شما دربارۀ نقش و کارکرد دیالوگ،‌ به‌عنوان آوا و کلام قهرمان، در فیلم‌نامه‌نویسی گفت‌وگو کنیم. پرسش نخست این است که وقتی قهرمان شخصیت‌پردازی می‌شود و پیرنگ داستان شکل می‌گیرد، دیالوگ چه نقشی دارد؟ درواقع اهمیت دیالوگ چیست، جایگاه آن در کجاست و اصلاً وضعیت شکل‌گیری آن نسبت‌به پیرنگ چیست؟

    در این شماره

    دربارۀ قهرمانی و بتهوون
    شخصیت و‌ موسیقی بتهوون را به شیوه‌های گوناگون توصیف کرده‌اند. مبالغه و افسانه‌سازی هم در سخن‌پراکنی‌های ژورنالیست‌ها و زندگی‌نامه‌نویس‌ها، دربارۀ او کم نیست. اما به‌خصوص برسرِ یکی از واقعیت‌ها دربارۀ آثار او بی‌درنگ می‌توانیم اجماع و توافق‌نظر داشته باشیم: «یک روحیۀ قهرمانی که در بسیاری از آثار او موج می‌زند.» شاید اولین نمونه‌ای که به ذهن می‌آید اثری است که نام قهرمانی هم بر خود دارد: سمفونی اروئیکا یا قهرمانی. اثری که در ابتدا، به ناپلئون بناپارت تقدیم شد. ناپلئون نماد انقلاب فرانسه و آزادی‌خواهی بود و «هگل» او را «روحِ دوران سوار بر اسب» خوانده بود، اما پس از چندی، بتهوون نام ناپلئون را از تقدیم‌نامۀ خود خط زد و متن را به این جملۀ کلی‌تر و تا حدی رازآمیز تغییر داد: «پیشکش به خاطرۀ یک قهرمان». نام ناپلئون حالا با محو‌شدنش، پیشکش‌نامۀ بتهوون و واژۀ «قهرمان» را به سطح یک ایده، یک مثال، فرا برده بود. قهرمان بتهوون کیست، ماهیت قهرمان بتهوون چیست؟
    قهرمان‌پروری در ترانه‌های دهۀ چهل و پنجاه
    پیش از پرداختن به بحث اصلی گفت‌وگو، صحبت کوتاهی دربارۀ اصطلاح «موسیقی پاپ» داشته باشیم. اساساً به نظر شما، موسیقی پاپ به چه نوع موسیقی‌ای گفته می‌شود؟ ارائۀ تعریفی از موسیقی پاپ می‌تواند سوءتفاهم‌های زیادی به بار بیاورد. به گمانم، هر کوششی برای تعریف یک پدیده یا موضوع باید «جامع»، «مانع» و «کامل» باشد. با این سه شرط، هر تعریفی که از موسیقی «پاپ» ارائه کنیم، کمبودهایی خواهد داشت، همچنان‌که با انباشت تجربیات مختلف در گونه‌های مختلف موسیقی و بهره‌گیری از مؤلفه‌ها و کلیشه‌های متنوع، در عمل، امکان یافتن محدوده‌‌های خط‌کشی‌شده‌ میان گونه‌های مختلف موسیقی دور از ذهن شده است. اما دربارۀ موضوع موردنظر شما، مسئلۀ مهم‌تر و اساسی‌تری وجود دارد. آن‌هم سوءتفاهم بزرگی است که بر سر همین عنوان گفت‌وگو پیش می‌آید؛ یعنی قهرمان در موسیقی پاپ.

    مقالات دیگر

    سپند دادبه
    مهرک‌علی صابونچی
    هامون قاپچی
    فیلیپ کیچِر و ریچارد شاخت
    گفت‌وگوی شایان عسگری و نیما خانجانی با نادر مشایخی

    سرمقاله شماره آخر

    هویار اسدیان
    سردبیر
    پیش‌تر به این نکته پرداختیم که قهرمان از طریق آوا و بانگش، نه‌تنها خود را بلکه مفاهیمی را که در سر دارد یا مفاهیمی را که در جامعه‌اش یا محیط اطرافش در جریان است، چه به ضد یا چه به وفق به ما می‌رساند. اکنون به نکته‌ای دیگر باید اشاره کرد و اینکه آیا قهرمانان می‌توانند همۀ مفاهیم همزمانی و درزمانی جامعۀ خود را منتقل‌کنند؟ آیا اصلاً با مفاهیم جامعه‌شان همزمانی دارند یا پیشتازند و مفاهیمی را منتقل می‌کنند که درآینده‌ای نه‌چندان دور یا حتی دورِ دور، فهمیده و درک خواهد شد؟ افزون بر این پرسش‌ها، این نکته را هم باید طرح کرد که علاوه بر نیاز و شرایط روزِ قهرمان، چقدر سلیقه و ذوق فردی یا جمعی جامعه در پرورش و شناساندن آن‌ها دخیل است؟ چقدر سلیقه و ذوق جامعه پذیرای مفاهیمی است که قهرمان انتقال می‌دهد؟
    قهرمان
    آوا و بانگ قهرمان (ب)
    اسفند ۱۴۰۲
    قهرمان
    آوا و بانگ قهرمان (الف)
    آذر ۱۴۰۲
    قهرمان
    فیگور قهرمان (ج)
    شهریور ۱۴۰۲
    قهرمان
    فیگور قهرمان (ب)
    خرداد ۱۴۰۲
    قهرمان
    فیگور قهرمان (الف)
    اسفند ۱۴۰۱
    قهرمان
    تولد قهرمان (ب)
    آذر ۱۴۰۱

    طبل را با صدای

    آهسته گوش کنید!

    در شماره‌های قبل

    دیلماج قهرمان‌پرور

    دوبله در شکل‌گیری سینمای ایران، تأثیر انکارناپذیری داشت؛ کیفیت فیلم‌های هالیوودی و اروپایی را بالا برد و باعث شد تا تماشاگر ایرانی از سینما استقبال بیشتری کند. شاید بتوان گفت که دوبلۀ فیلم در ایران، در مقایسه‌ با بازیگری، کارگردانی، فیلم‌برداری و … به‌مراتب حرفه‌ای‌تر و پخته‌تر کارش را آغاز کرده است. ظهور افرادی که در تئاتر و رادیو، پیشینۀ فعالیت داشتند زیرساخت محکمی بنا کرد تا سینمای ایران در تاریخ خود، دوبله‌های درخشان و به‌یاد‌ماندنی زیادی داشته باشد؛ با اینکه استودیوهای دوبله امکانات کمی داشتند، اما شاهکارهایی خلق شد که پس از گذشت دهه‌ها، هنوز هم علاقه‌مندان بسیاری برخی از فیلم‌های تاریخ سینما را به‌خاطر دوبله‌های ارزشمندشان تماشا می‌کنند. در این میان، باید گفت دوبله در شکل‌گیری قهرمانان سینما نقش ویژه‌ای داشته است، به‌طوری‌که هنرپیشه‌های زیادی با صدای دوبلورهایشان مشهور شدند و اگر فرد دیگری صدای آن هنرپیشه را دوبله می‌کرد، تماشاگران از آن فیلم استقبال نمی‌کردند. دهه‌های سی، چهل و پنجاه دوران یکه‌تازی ستاره‌های سینما بود و در این میان،، این دوبلۀ فارسی بود که شرایط و نیاز آن روزگار را تشخیص داد؛ با اجراهایی قوی و حرفه‌ای، تیپ‌های جذاب و شیرین را جایگزین ستارگان سینما کرد. درواقع دوبله در ذهن تماشاگران، قهرمانان سینما را آفرید.

    بخوانید...

    فریادها و نجواها

    تشابه واژگانی قهرمان به معنای فرد فاتح یا پیروز و قهرمان فیلم در زبان فارسی، وام‌گرفته از سلطۀ بخشی از تولیدات داستان‌محور و قهرمان‌محور سینمای بدنه و عامه‌پسند در دهه‌های پیش از انقلاب است. در اغلبِ فیلم‌های موسوم به «فیلمفارسی»، شخصیت اول یا قهرمان فیلم بر مبنای ساختارهای تثبیت‌شده و البته ایدئولوژیک آن سینما، مسیری اسطوره‌ای را طی می‌کرد که در پایان، از قهرمان (به معنای فرد پیروز) هیچ کم نداشت؛ بنابراین به یک معنا، برای مخاطب سینما در ایران، تفاوتی میان قهرمان فیلم و یک قهرمان واقعی نبود. اسطوره‌ای بودن این برداشت یا انتظار البته در ساختاری است که استوارت وتیلا در کتاب اسطوره در سینما با بهره‌گیری از آرای جوزف کمپل، آن را به‌طور کامل شرح می‌دهد.

    بخوانید...

    سوار بر دیالوگ

    قصد داریم با شما دربارۀ نقش و کارکرد دیالوگ،‌ به‌عنوان آوا و کلام قهرمان، در فیلم‌نامه‌نویسی گفت‌وگو کنیم. پرسش نخست این است که وقتی قهرمان شخصیت‌پردازی می‌شود و پیرنگ داستان شکل می‌گیرد، دیالوگ چه نقشی دارد؟ درواقع اهمیت دیالوگ چیست، جایگاه آن در کجاست و اصلاً وضعیت شکل‌گیری آن نسبت‌به پیرنگ چیست؟

    بخوانید...

    از کمدیا دل‌آرته تا دُن ژوان

    سیر قهرمان در اپرا، چه به‌عنوان هنری سرگرم‌کننده و چه به‌عنوان هنری فاخر برای مخاطب، در بیهوده‌ترین حالتش، عمیقاً جدی است. هدف اصلی قهرمان در تاریخ اپرا، کاوش انگیزۀ انسان و چگونگی زیستِ آن در هر دورۀ تاریخی است. اپرا برای کاوش انسان و ساخت قهرمان از پیچیده‌ترین عناصر صدای انسانی استفاده می‌کند، جدا از عوامل ترکیبی موسیقی، نمایش،کلمات یا لیبرتو، صحنه‌پردازی، حرکت و … .

    بخوانید...

    این بار هرکول صلیب را به دوش می‌کشد

    شخصیت و‌ موسیقی بتهوون را به شیوه‌های گوناگون توصیف کرده‌اند. مبالغه و افسانه‌سازی هم در سخن‌پراکنی‌های ژورنالیست‌ها و زندگی‌نامه‌نویس‌ها، دربارۀ او کم نیست. اما به‌خصوص برسرِ یکی از واقعیت‌ها دربارۀ آثار او بی‌درنگ می‌توانیم اجماع و توافق‌نظر داشته باشیم: «یک روحیۀ قهرمانی که در بسیاری از آثار او موج می‌زند.» شاید اولین نمونه‌ای که به ذهن می‌آید اثری است که نام قهرمانی هم بر خود دارد: سمفونی اروئیکا یا قهرمانی. اثری که در ابتدا، به ناپلئون بناپارت تقدیم شد. ناپلئون نماد انقلاب فرانسه و آزادی‌خواهی بود و «هگل» او را «روحِ دوران سوار بر اسب» خوانده بود، اما پس از چندی، بتهوون نام ناپلئون را از تقدیم‌نامۀ خود خط زد و متن را به این جملۀ کلی‌تر و تا حدی رازآمیز تغییر داد: «پیشکش به خاطرۀ یک قهرمان». نام ناپلئون حالا با محو‌شدنش، پیشکش‌نامۀ بتهوون و واژۀ «قهرمان» را به سطح یک ایده، یک مثال، فرا برده بود. قهرمان بتهوون کیست، ماهیت قهرمان بتهوون چیست؟

    بخوانید...

    یه نفر یه روز می‌یاد

    پیش از پرداختن به بحث اصلی گفت‌وگو، صحبت کوتاهی دربارۀ اصطلاح «موسیقی پاپ» داشته باشیم. اساساً به نظر شما، موسیقی پاپ به چه نوع موسیقی‌ای گفته می‌شود؟

    ارائۀ تعریفی از موسیقی پاپ می‌تواند سوءتفاهم‌های زیادی به بار بیاورد. به گمانم، هر کوششی برای تعریف یک پدیده یا موضوع باید «جامع»، «مانع» و «کامل» باشد. با این سه شرط، هر تعریفی که از موسیقی «پاپ» ارائه کنیم، کمبودهایی خواهد داشت، همچنان‌که با انباشت تجربیات مختلف در گونه‌های مختلف موسیقی و بهره‌گیری از مؤلفه‌ها و کلیشه‌های متنوع، در عمل، امکان یافتن محدوده‌‌های خط‌کشی‌شده‌ میان گونه‌های مختلف موسیقی دور از ذهن شده است. اما دربارۀ موضوع موردنظر شما، مسئلۀ مهم‌تر و اساسی‌تری وجود دارد. آن‌هم سوءتفاهم بزرگی است که بر سر همین عنوان گفت‌وگو پیش می‌آید؛ یعنی قهرمان در موسیقی پاپ.

    بخوانید...

    ضمیمه‌ی ادبی مجله‌ی طبل | شماره‌ی 3 | آذر ۱۴۰۲