حدود دو سال پیش، نخستین جلد از مجموعۀ ششجلدی انتقام دیونوسوس، که رسالهای مفصل در باب تراژدی است، منتشر شد و تا این لحظه دو جلد دیگر نیز بهچاپ رسیده است.
شما در دفتر نخست این رساله ذیل یک مقدمهٔ انتقادی به واکاوی مفهوم تراژدی، سرچشمههای آن، مفهوم سیاسیاش و مسائل دیگری پرداختهاید و در دفترهای بعدی سراغ تراژدینویسان یونانی و درنهایت آریستوفان میروید.
در دفتر نخست، دولتشهر یا پولیس را بهعنوان مهمترین سرچشمۀ تراژدی یونانی و شرط لازم شکلگیریاش میدانید. لطفاً شرح بدهید که چرا دولتشهر تا این اندازه در وقوع تراژدی حائز اهمیت است؟
حائز اهمیت است چون حائز اهمیت است؛ یعنی خود تراژدیها به ما میگویند که حائز اهمیت است و چرا حائز اهمیت است. مدعای اصلی و شاید کمی تکلیفزای این رساله آن است که با محور قرار دادن دولتشهر در کانون قطبهای تراژدی میتوان تفسیری همگن و سازگار (Coherence) از همۀ تراژدیها داشت. اگر این مرکز را از داخل تراژدیها برداریم، اتفاقی میافتد که بهنظر من تاکنون افتاده است؛ یعنی ما هر تراژدی را براساس خود آن، یعنی خط روایی و محتوای فرعی تراژدی، باید تفسیر کنیم. گاهی هم این تفسیرها از دیسیپلینهای مختلفی (روانکاوانه، اسطورهشناختی، ادبی و...) برخوردار است و ممکن است ما را به نتایجی برساند که چهبسا مغایرِ تفسیر ما از تراژدی دیگری باشد.