بایگانی 8 بهمن 1399 (فرمت تاریخ بایگانی روزانه)
دو فصل مجزا از تاریخ مبارزاتی آذربایجان
وقتی سخن از «فولکور» می‌شود، انبوهی از مَثَل‌ها، اصطلاحات، شعرها، قصه‌ها، آداب، عادات و… را به اذهان متبادر می‌کند. این انبوهِ کلام زاییدۀ زیستِ مردمان کوچه و بازار و شهر و روستا است؛ مردمانی واقعاً موجود در بطن و متنِ «زندگی» و «تاریخ». انعکاس آرزوها، خشم‌ها، شیوۀ تفکر، افاضات، خرافات – جاری با بسامد خاص ادوار تاریخی – و خلاصه تجربیات عینی همان مردم است در فراز و فرودهای تاریخ، زندگی و روابط اجتماعی؛ هم بازنماییِ فرهنگی است و هم بازتولیدِ نوعی منطق و ساختارِ فکری؛ آیینه‌ای است تمام‌نما از فرهنگِ کلّی انسان‌ها که هم می‌توان در آن دید و هم از آن دیده شد.
نفوذ از مسیر نشر
آقای گلستان، آیا شما دربارۀ کسانی‌که در‌حدود دهۀ ۲۰ و ۳۰ با ادبیات روس در ارتباط بودند و فعالیت‌هایی که با حزب توده داشتند اطلاعاتی دارید؟ به‌طورمثال با کسانی که ادبیات روسی ترجمه می‌کردند. خیر، من با آنها هیچ آشنایی‌ نداشتم. یک آقایی بود که این کتاب‌ها را ترجمه می‌کرد، ولی من اصلاً با او رابطه‌ای نداشتم. به‌عنوان مترجم با کسانی که در حزب بودند و فعالیت داشتند، کسانی مثل شفیعی‌ها۱ و محمدحسین تمدن،۲ آیا با آنها آشنایی داشتید؟ من اصلاً در عمرم با آدمی به اسم شفیعی‌ها روبرو نشدم. اصلاً نمی‌دانستم چه کسی است.
۱۹۵۳-۱۹۴۵/۱۳۳۲-۱۳۲۴
جنگ سرد از همان آغاز (۱۳۲۴/ ۱۹۴۵ به بعد) در وجوه مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در ایران تبلور و تجلی یافت. ازآن‌جمله، تسری جنگ سرد به حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است. ازاین‌منظر، کارگزاران فرهنگی و سیاستمدارانِ دو اردوگاه رقیب شرق (به سرکردگی شوروی) و غرب (به سرکردگی ایالات متحده و بریتانیا) تلاش می‎‌کردند، ازطریق ادبیات، داستان‎‌ها و اشعاری مناسب، که در چارچوب تفکرات و سیاست‎‌های آنان در ایران تألیف، تدوین و ترجمه شده بود، بر کودکان و نوجوانان و مآلاً خانواده‎‌های آنان تأثیر گذاشته و از این طریق، به‌ویژه در بلندمدت، نقش مهمی در شکل‎‌گیری و جهت‎‌دهی توسعۀ فرهنگی ایران داشته باشند. مقالۀ حاضر بررسی کوتاه و مختصری پیرامون پدیدۀ مذکور در ایران در نخستین سال‎‌های جنگ سرد (۱۳۲۴-۱۳۳۲/ ۱۹۴۵-۱۹۵۳) است.
چپ و مطالعات مردم‌شناسی و فرهنگ مردم ایران
بی‌گمان طرح موضوع گفتمان چپ با چنین گستردگی و آوردن آن در گفتاری کوتاه، اگر نگوییم ناممکن، کاری بس دشوار است و ناگفته پیداست از کژی و کاستی پرشمار برخوردار خواهد بود. مشکلات عمومی این روزها، به‌ویژه دشواری دسترسی به منابع، کار را سخت‌تر و البته پرنقص‌تر کرده است. با این همه، به سبب اهمیت موضوع، شاید طرح آن چندان هم بی‌فایده نباشد. دست‌کم خوانندگان فرزانه، به‌ویژه آنان که بازیگران جریان‌های سیاسی بوده و نیم‌نگاهی همواره به مطالعات مردم‌شناسی داشته‌اند و یا چنین مطالعاتی را در پیشبرد اهداف سیاسی خود مفید و مؤثر می‌دانسته‌اند، با خواندن آن بهانه‌ای برای پرداختن به موضوع و تصحیح متن پیش رو به‌دست می‌آورند.
پژوهشی در تأثیر تعلیمات حزب توده بر زندگی و شعر سیروس نیرو
ادبیات فارسی در دورۀ معاصر، با سنّت‌شکنی‌ها و نوگرایی‌های شاعران پیشرو راهی تازه درپیش گرفت. نیما نخستین نوگرای معاصر نبود؛ اما بی‌تردید مهم‌ترین آنها بود. تئوری‌های او دیدگاه تازه‌ای برای شاعران نوپرداز ایجاد کرد. او بر کار خود مصمم بود، چون می‌دانست چه می‌کند. از حاشیه‌ها کناره می‌گرفت و بدگویی‌ها را به حساب بی‌دانشی می‌گذاشت. این استمرار، بذر شعر تازه را در فضای معاصر کاشت و سبب شد که شعر نفس تازه‌ای بکشد.