بایگانی ادبیات ایران
با تأکید بر جریان ترجمه در ایران
در آغاز مقاله باید به این نکته اشاره کرد که در ارائۀ‌ تاریخ تا آنجا که در توان داریم باید از «زنده‌باد – مُرده‌بادها» پرهیز کنیم و حقیقت را تا محدوده‌ای که شناخته‌ایم بیان کنیم و از حُبّ و بغض شخصی نسبت به افراد بپرهیزیم. در این حقیقت مسلم تاریخی، که فردی به نام رضاخان – متولد روستای آلاشت – بعد از رسیدن به درجۀ‌ سرهنگیِ قزاق‌ها و به دلایل بسیار زیاد برای حکومت ایران برگزیده شد و عامل اصلی آن هم انگلستان بود، هیچ جای شک و تردیدی نیست. ایرانِ دورۀ‌ احمدشاه در بَلبَشوی عظیمی گرفتار بود. این احساس دیرینۀ‌ تاریخیِ ما، که یک مُنجی یا دستِ غیبی – همانند فرزندان دلیر آریاییان و یا شاه‌عباس و نادر و… – ظهور خواهد کرد و آرامش و رفاه را به مملکت ارزانی خواهد داشت، در ذهن تودۀ‌ مردم بی‌سواد و حتی اندک منوّرالفکرها هم موج می‌زد.