بایگانی ادبیات شفاهی آذربایجان
دو فصل مجزا از تاریخ مبارزاتی آذربایجان
وقتی سخن از «فولکور» می‌شود، انبوهی از مَثَل‌ها، اصطلاحات، شعرها، قصه‌ها، آداب، عادات و… را به اذهان متبادر می‌کند. این انبوهِ کلام زاییدۀ زیستِ مردمان کوچه و بازار و شهر و روستا است؛ مردمانی واقعاً موجود در بطن و متنِ «زندگی» و «تاریخ». انعکاس آرزوها، خشم‌ها، شیوۀ تفکر، افاضات، خرافات – جاری با بسامد خاص ادوار تاریخی – و خلاصه تجربیات عینی همان مردم است در فراز و فرودهای تاریخ، زندگی و روابط اجتماعی؛ هم بازنماییِ فرهنگی است و هم بازتولیدِ نوعی منطق و ساختارِ فکری؛ آیین‌های است تمام‌نما از فرهنگِ کلّی انسان‌ها که هم می‌توان در آن دید و هم از آن دیده شد. فرهنگی که هم بیانگر نوعِ زیستِ فکری انسانهاست و هم حاکم بر افکار آنان؛ هم فرمان می‌دهد، هم فرمان می‌بَرَد؛ گاه از زبان توده‌ها برآمده و در خدمت آنان است، گاه با قدمتی بیشتر در حکمِ قانون بر آنان حکومت می‌کند. فرهنگ شفاهی هر‌آنجایی است که «انسان» هست. در هر کوی و شهر و سرزمین… که اهمیتِ کارکرد و غنای آن را بزرگانی چون فردینان دو سوسور، ماکسیم گورکی، صادق هدایت و احمد شاملو خیلی پیشتر از امروز دریافته و به آن پرداخته‌اند.