بایگانی انجمن فرهنگی ایران و شوروی
اواخر دههٔ ۴۰ تا ۶۰ میلادی
ترجمه : محمد سروی‌زرگر
مقالۀ حاضر، با تمرکز بر اسناد آرشیوهای شوروی که پیش‌تر مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند و همچنین مصاحبه‌های دستِ اول با دیپلمات‌های سابق، به بررسی راه و روش‌های مبتنی بر دیپلماسی فرهنگی شوروی در ایران می‌پردازد که اتحاد جماهیر شوروی با تمسک بر آنها درصدد برآمد با توسل به سازمان‌ها و رویدادهای فرهنگی فرصت‌هایی برای احیای مجدد پیوندهای زوال‌یافتهٔ خود با ایرانِ سال‌های پس از جنگ جهانی دوم فراهم آورد. نمایندگان فرهنگی مختلفی از شوروی برای تحقق این هدف دست‌به‌کار شدند: از کُشتی‌گیران و موسیقی‌دان‌های کلاسیک تا پژوهشگران حوزۀ ادبیات ایران.
بخش دوم
شعب انجمن در شهرستان‌ها و فعالیت آنها براساس مادۀ سوم، انجمن روابط فرهنگی ایران با شوروی می‌توانست درصورت ‌امکان شعبی در دیگر شهرهای ایران راه‌اندازی کند.۱ بر همین اساس در نیمۀ نخست سال ۱۳۲۳، شعبه‌‌های مشهد، تبریز، بابل، رشت، بندر پهلوی (بندر انزلی) و رضاییه (ارومیه) راه‌اندازی و در ادامه شعب قزوین، اردبیل، مراغه، خوی، سمنان، لاهیجان، رودسر، ساری، شفارود، پونل شفارود، بندر شاه، زنجان، آستارا، شاهرود، سبزوار، کرمانشاه، اراک، گرگان، کرج، اصفهان، قوچان، نیشابور، بجنورد، سبزوار، تربت حیدریه، کاشمر، شیراز، گنبد کاووس، ماکو، سلماس، اشنو، مهاباد، مرند، میانه، میاندوآب و جلفا نیز آغاز به‌کار کردند.
جستاری پیرامون مناسبات هنر نوگرا و انجمن فرهنگی ایران و شوروی
به دهۀ ۲۰ و فعالیت انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی که می‌رسیم با چند تفسیر متضاد روبرو می‌شویم. برخورد هریک از این تفاسیر چیزی شبیه به مصادرۀ تاریخ است. از سویی، «چپ‌هراسی» هرآنچه به چپ و مارکسیسم منسوب است را به شوروی، زندان سیبری، استالین و محاکمۀ نویسندگان متصل و تحلیل می‌کند. در این تفسیر از هر ایدۀ قبل و بعد استالین نتایج استالینیستی استخراج می‌شود. در کنار اینها دشمنان «حزب توده» (نه منتقدان و رقبا) را داریم که حزب را جاسوس و فعالیت‌های مرتبط با آن را شکلی از خیانت می‌دانند. در مقابل این گروه، حامیان حزب توده و چپ قرار می‌گیرند که حزب را بنیانگذار همۀ چیزهای نو و ارزشمند معاصر ایران می‌دانند و نقش فراگیر حزب را گوشزد می‌کنند.
نگاهی به نمایشگاه‌های هنرهای زیبای ایران به کوشش انجمن ایران و شوروی
جریان نوگرایی در عرصۀ تجسمی ایران، پس از جرقه‌هایی پراکنده و با وقوع اتفاقاتی چون تأسیس دانشکدۀ هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۱۹، با ورود به دهۀ بیست خورشیدی، بدون دریافت شأن و مرتبه‌ای درخور و ایمن، در سایۀ افزایش فعالان این حوزه و مطالبات روزافزون اینان در پی دست‌یازیدن به جایگاهی شایسته، با نیازهای اجتناب‌ناپذیری مواجه شد. وجود مراکزی برای ارائه و نمایش آثار هنرمندان ازجملۀ مهم‌ترین این موارد بود. احتیاجی که در باب گونه‌های سنتی هنر تا به این تاریخ، به علت تفاوت در شیوه‌های ارائه و فروش و یا مطالبات گروه‌های درگیر، به‌گونه‌ای دیگر پاسخ داده می‌شد.