بایگانی شوروی
سرنوشت سازش و مقابله
اتحاد جماهیر شوروی، که در اواخر جنگ جهانی اول تأسیس شد، دولتی ایدئولوژیک بود که، با ‌استناد به انبوهی از ادبیات فلسفی با ریشۀ تاریخی از افلاطون تا هگل و مارکس تا ادبیات کاربردی لنین و ‌تروتسکی و استالین، خود را بر حق می‌دانست. این دولت پیش‌بینی جنگ طبقاتی مارکسیستی و در اختیار گرفتن حکومت کارگری و دیکتاتوری پرولتاریا را تحقق بخشیده بود. به‌علاوه، با نگاه ایدئولوژیک خود می‌خواست بقیۀ جهان را نیز در این پیروزی شریک کند و در سایۀ آرمان کمونیستی در حکومتی جهانی متحد سازد؛ بدین‌سان، هرگونه مقاومتی را در برابر حقانیت خود دشمنی بورژوایی و امپریالیستی و استعماری می‌انگاشت.
اواخر دههٔ ۴۰ تا ۶۰ میلادی
ترجمه : محمد سروی‌زرگر
مقالۀ حاضر، با تمرکز بر اسناد آرشیوهای شوروی که پیش‌تر مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند و همچنین مصاحبه‌های دستِ اول با دیپلمات‌های سابق، به بررسی راه و روش‌های مبتنی بر دیپلماسی فرهنگی شوروی در ایران می‌پردازد که اتحاد جماهیر شوروی با تمسک بر آنها درصدد برآمد با توسل به سازمان‌ها و رویدادهای فرهنگی فرصت‌هایی برای احیای مجدد پیوندهای زوال‌یافتهٔ خود با ایرانِ سال‌های پس از جنگ جهانی دوم فراهم آورد. نمایندگان فرهنگی مختلفی از شوروی برای تحقق این هدف دست‌به‌کار شدند: از کُشتی‌گیران و موسیقی‌دان‌های کلاسیک تا پژوهشگران حوزۀ ادبیات ایران.
از بحران آذربایجان تا همزیستی مسالمت‌آمیز
ایران، که در بسیاری از ادوار تاریخ دیرپای خود در مقام یکی از قدرت‏‌های بزرگ جهانی یا منطقه‌‏ای، در رقابت با دیگر قدرت‏‌های همجوار، معمولاً از وجود حوزه‏‌هایی حائل بین خود و قدرت رقیب برخوردار بوده، با ازدست‌دادن اقتدار و موقعیت پیشین و برآمدن مجموعه‏‌ای از قدرت‏‌های جدید در همسایگی‏‌اش، از اواخر قرن هجدهم، خود به‌تدریج به یک حوزۀ حائل تبدیل شد؛ حوزه‏ای حائل بین روسیه و بریتانیا در خلال رقابت موسوم به «بازی بزرگ»، در خلال قرن نوزدهم و سال‌های اول قرن بعدی و تداوم این وضعیت پس از یک وقفۀ چندساله به‌صورت ادامۀ رقابت پیشین میان بریتانیا و اینک روسیه بلشویکی، با تفاوت‌‏هایی چند، در فاصلۀ سال‏های بین دو جنگ جهانی اول و دوم.