بایگانی طبل ۱
از بحران آذربایجان تا همزیستی مسالمت‌آمیز
 ایران،‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬ادوار‭ ‬تاریخ‭ ‬دیرپای‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬مقام‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬قدرت‌های‭ ‬بزرگ‭ ‬جهانی‭ ‬یا‭ ‬منطقه‌‏ای‭ ‬‭- ‬در‭ ‬رقابت‭ ‬با‭ ‬دیگر‭ ‬قدرت‌های‭ ‬همجوار‭ ‬‭- ‬معمولاً‭ ‬از‭ ‬وجود‭ ‬حوزه‏‌هایی‭ ‬حائل‭ ‬بین‭ ‬خود‭ ‬و‭ ‬قدرت‭ ‬رقیب‭ ‬برخوردار‭ ‬بوده،‭ ‬با‭ ‬از دست‌دادن‭ ‬اقتدار‭ ‬و‭ ‬موقعیت‭ ‬پیشین‭ ‬و‭ ‬برآمدن‭ ‬مجموعه‏ای‭ ‬از‭ ‬قدرت‏‌های‭ ‬جدید‭ ‬در‭ ‬همسایگی‌اش،‭ ‬از‭ ‬اواخر‭ ‬قرن‭ ‬هجدهم،‭ ‬به‌تدریج‭ ‬به‭ ‬یک‭ ‬حوزۀ‭ ‬حائل‭ ‬تبدیل‭ ‬شد؛‭ ‬حوزه‏ای‭ ‬حائل‭ ‬بین‭ ‬روسیه‭ ‬و‭ ‬بریتانیا‭ ‬در‭ ‬خلال‭ ‬رقابت‭ ‬موسوم‭ ‬به‭ ‬‮ «بازی‭ ‬بزرگ‮»‬،‭ ‬در‭ ‬خلال‭ ‬قرن‭ ‬نوزدهم‭ ‬و‭ ‬سال‌های‭ ‬اول‭ ‬قرن‭ ‬بعدی‭ ‬و‭ ‬تداوم‭ ‬این‭ ‬وضعیت‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬یک‭ ‬وقفۀ‭ ‬چندساله‭ ‬به‌صورت‭ ‬ادامۀ‭ ‬رقابت‭ ‬پیشین‭ ‬میان‭ ‬بریتانیا‭ ‬و‭ ‬اینک‭ ‬روسیه‭ ‬بلشویکی،‭ ‬با‭ ‬تفاوت‏‌هایی‭ ‬چند،‭ ‬در‭ ‬فاصلۀ‭ ‬سال‌‏های‭ ‬بین‭ ‬دو‭ ‬جنگ‭ ‬جهانی‭ ‬اول‭ ‬و‭ ‬دوم‭. ‬یکی‭ ‬از‭ ‬تفاوت‏‌های‭ ‬این‭ ‬دوره‭ ‬از‭ ‬رقابت‏‌های‭ ‬بریتانیا‭ ‬و‭ ‬روسیۀ‭ ‬شوروی،‭ ‬در‭ ‬سال‌‏های‭ ‬بین‭ ‬دو‭ ‬جنگ‭ ‬با‭ ‬دورۀ‭ ‬پیشین (‬بازی‭ ‬بزرگ)‭‬،‭ ‬وجه‭ ‬خفته‭ ‬و‭ ‬غیرفعال‭ ‬آن‭ ‬بود؛‭ ‬روسیۀ‭ ‬شوروی‭ ‬در‭ ‬سال‏‌های‭ ‬بین‭ ‬دو‭ ‬جنگ‭ ‬جهانی‭ ‬اول‭ ‬و‭ ‬دوم‭ ‬در‭ ‬تلاش‭ ‬تثبیت‭ ‬وضعیت‭ ‬داخلی‭ ‬نظام‭ ‬جدید،‭ ‬در‭ ‬مقایسه‭ ‬با‭ ‬ادوار‭ ‬قبلی،‭ ‬تحرک‭ ‬خارجی‭ ‬چندانی‭ ‬نداشت؛‭ ‬اگرچه‭ ‬در‭ ‬سال‏‌های‭ ‬اول‭ ‬پیروزی،‭ ‬بلشویک‌‏ها،‭ ‬برای‭ ‬مدتی،‭ ‬در‭ ‬تلاش‭ ‬صدور‭ ‬انقلاب‭ ‬جهانی،‭ ‬سیاست‭ ‬توسعه ‏طلبانه‌‏ای‭ ‬در‭ ‬قبال‭ ‬ایران‭ ‬اتخاذ‭ ‬کرد‭ ‬و‭ ‬حتی‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬مرحله‭ ‬برای‭ ‬برپایی‭ ‬انقلاب‭ ‬در‭ ‬حوزه‌‏های‭ ‬شمالی‭ ‬ایران‭ ‬یک‭ ‬قوای‭ ‬نظامی‭ ‬نیز‭ ‬بدانجا‭ ‬اعزام‭ ‬کرد،‭ ‬ولی‭ ‬همان‌گونه‭ ‬که‭ ‬اشاره‭ ‬شد‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬ضرورت‭ ‬عاجل‭ ‬تثبیت‭ ‬دستاوردهای‭ ‬اولیۀ‭ ‬انقلاب‭ ‬بلشویکی‭ ‬و‭ ‬تحکیم‭ ‬قدرت‭ ‬نظام‭ ‬جدید‭ ‬در‭ ‬حوزۀ‭ ‬تحت‭ ‬تسلط‭ ‬مسکو،‭ ‬برای‭ ‬یک‭ ‬دورۀ‭ ‬بیست‌ساله‭ ‬از‭ ‬صدور‭ ‬انقلاب،‭ ‬بدان‭ ‬صورت‭ ‬اولیه‭ ‬و‭ ‬نظامی‭ ‬دست‭ ‬شُست‭ ‬و‭ ‬کم ‌و ‌بیش‭ ‬آرام‭ ‬گرفت. ‬تنها‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬پیشامد‭ ‬جنگ‭ ‬جهانی‭ ‬دوم‭ ‬و‭ ‬به‌ویژه‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬قطعی‌شدن‭ ‬پیروزی‭ ‬نظامی‭ ‬بر‭ ‬آلمان‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬دور‭ ‬جدید‭ ‬از‭ ‬سعی‭ ‬و‭ ‬تلاش‭ ‬برای‭ ‬صدور‭ ‬انقلاب‭ ‬بلشویکی‭ ‬آغاز‭ ‬شد‭ .‬از‭ ‬این‭ ‬دورۀ‭ ‬جدید،‭ ‬که‭ ‬حدود‭ ‬نیم‌قرن‭ ‬به‌طول‭ ‬انجامید،‭ ‬به‌عنوان‭ ‬‮ «جنگ‭ ‬سرد»‬‭ ‬یاد‭ ‬می‌شود.
بخش نخست
در شهریور ۱۳۲۰، حملۀ قوای متفقین به ایران زمینه‌ساز استعفای رضاشاه و جانشینی محمدرضاشاه پهلوی شد. قوای متفقین، هم‌زمان با حضور نظامی، دست‌به‌کار راه‌اندازی انجمن‌هایی تحت‌عنوان انجمن روابط فرهنگی شدند. دولت ایالات متحدۀ آمریکا در سال ۱۳۰۴ انجمن روابط فرهنگی ایران و آمریکا را تأسیس کرده بود، اما این انجمن فعالیت خاصی نداشت تا اینکه در اواخر ۱۳۲۱ فعالیت خود را آغاز کرد. دولت بریتانیا نیز در تیر ۱۳۲۲ به‌طور رسمی انجمن فرهنگی ایران و انگلیس را افتتاح کرد، هرچند که پیش‌تر نیز به‌طور غیررسمی فعالیت می‌کردند.
بخش نخست
پیشینۀ انجمن ایران و آمریکا به سال ۱۳۰۴ باز می‌گردد. در اردیبهشت این سال، پروفسور آرتور پوپ آمریکایی، رئیس بخش صنایع خاور نزدیک در مؤسسۀ صنایع ظریفۀ (هنر) شیکاگو، به ایران آمد و به‌عنوان مشاور افتخاری هنرهای ایرانی به استخدام دولت ایران درآمد. در جلسه‌ای در ۲ اردیبهشت ۱۳۰۴ / ۲۲ آوریل ۱۹۲۵ که با حضور حدود شصت نفر از اعضای هیئت‌دولت و رجال سیاسی از جمله رضاخان سردار سپه (رئیس‌الوزرا)، حسین علاء (سفیر پیشین ایران در ایالات متحده و مؤسس «انجمن ایران» در آن کشور)، محمدعلی فروغی ذکاءالملک (وزیر دارایی)، عبدالحسین تیمورتاش (وزیر فواید عامه)، حسین پیرنیا مؤتمن‌الملک (رئیس مجلس شورای ملی)، حسن مستوفی مستوفی‌الممالک، حسن پیرنیا مشیرالدوله، حسن اسفندیاری محتشم‌السلطنه، سیدحسن تقی‌زاده، علی‌اکبر داور، مرتضی‌قلی‌خان بیات و نیز والس مری (کاردار سفارت آمریکا)، دکتر میلسپو (مدیر کل دارایی ایران)، دکتر جردن (رئیس کالج آمریکایی تهران) و دکتر بویس، معاون وی، در تالار بزرگ خانۀ جعفرقلی‌خان سرداراسعد بختیاری، وزیر پست و تلگراف، برگزار شد، پوپ سخنرانی مفصلی دربارۀ هنر ایرانی ایراد کرد که بعدها تحت عنوان «صنایع ایران در گذشته و آینده» منتشر شد.
جنگ سرد و باستان‌شناسی در ایران
سال پایانی جنگ جهانی دوم، اگرچه هنوز تصورات جهانی نسبت به پایان جنگ تصوری واضح و روشن نبود، اما کمتر کسی به جهان دوقطبی می‌اندیشید که جنگ در زیر پوست آن و آتشش در زیر خاکستر شرق و غرب روشن بماند. در ۱۹۴۵، جنگ جهانی دوم با پیامی فاجعه‌بار در شرق پایان یافت. ژاپن، اگرچه خود طرف دیگر جنگ بود، اما قربانی مخابرۀ پیام بزرگ دنیای غرب به جهان شد، جنگ با پرتاب موشک‌های اتمی پایان یافت و همین بمباران کیفیت جنگ در پیش، یعنی جنگ سرد که دراصل از کنفرانس یالتا آغاز شده بود، را مشخص نمود. تقسیم جهان، پس از جنگ و مرزبندی‌های جدید، فاتحان جنگ را به سمت مرزبندی نوینی سوق داد که اگرچه در ظاهر صلح‌آمیز یا دست‌کم با توافق متفقینِ پیروز بود، اما خیلی زود به عرصۀ درگیری تبدیل شد و جهان را به جبهه‌گیری تمام و کمال وادار نمود.
جستاری پیرامون مناسبات هنر نوگرا و انجمن فرهنگی ایران و شوروی
به دهۀ ۲۰ و فعالیت انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی که می‌رسیم با چند تفسیر متضاد روبرو می‌شویم. برخورد هریک از این تفاسیر چیزی شبیه به مصادرۀ تاریخ است. از سویی، «چپ‌هراسی» هرآنچه به چپ و مارکسیسم منسوب است را به شوروی، زندان سیبری، استالین و محاکمۀ نویسندگان متصل و تحلیل می‌کند. در این تفسیر از هر ایدۀ قبل و بعد استالین نتایج استالینیستی استخراج می‌شود. در کنار اینها دشمنان «حزب توده» (نه منتقدان و رقبا) را داریم که حزب را جاسوس و فعالیت‌های مرتبط با آن را شکلی از خیانت می‌دانند. در مقابل این گروه، حامیان حزب توده و چپ قرار می‌گیرند که حزب را بنیانگذار همۀ چیزهای نو و ارزشمند معاصر ایران می‌دانند و نقش فراگیر حزب را گوشزد می‌کنند. راه میانه را در این میان آکادمیسین‌ها و روزنامه‌نگاران باز می‌کنند که با ورق‌زدن اسناد سعی در حفظ بی‌طرفی دارند. اما آیا اسناد خود سخن می‌گویند؟ آیا تاریخ همان اسناد و توصیف‌هاست؟ زمان معاصر چه نسبتی با این اسناد دارد؟ چالشی که این تفسیرها ساخته‌اند، کم‌شباهت به حرکت شتابان گروهی از فیل‌ها و قرارگرفتن پرندۀ کوچکی در مسیرشان نیست. همه‌چیز زیر پاهای این تفسیرهای عظیم‌الجثه له می‌شود یا در خوشبینانه‌ترین حالت، مسیر را ترک کرده و با هراس می‌گریزد. آنچه در ادامه نوشته شده بازخوانی روبروشدن هنر دهۀ ۲۰ با نهادی به نام انجمن است.
طلیعهٔ هنرهای تجسمی ایران معاصر
در چشم اندازی کلی به‌نظر می‌رسد توسعۀ عامرانه‌ای که رضاشاه به آن قائل و عامل بود، در اغلب اوقات در تقابل با فرهنگ عمومی مردم قرار می‌گرفت و چه‌بسا وجهه‌ای نامطلوب و معکوس برجای می‌گذاشت. در واقع به هر مقدار که توسعۀ مدرنیته در آن ایام سریع و مؤثر بود و حتی از جنبه‌های فراگیر عمومی برخوردار بود، نظیر تأسیس دانشگاه تهران و موزۀ ایران باستان، اما آن‌چنان نبود که وقایع تلخ و جابرانه‌ای نظیر واقعۀ کشتار مسجد گوهرشاد و یا مسئلۀ کشف حجاب را، که با تصورات مذهبی مردم نسبت داشت، از چشم عموم دور کند و رضایتمندی را سبب شود. این نکته به‌خودی‌خود نوعی نشانۀ ضعف در شیوۀ حکومت‌داری بود، چرا که از عدم وجود روابط عمومی در دولت و گسست دولت با جامعه خبر می‌داد. لذا می‌بایست به طریقی التیام این مسئله دستمایۀ کار مدیران کشور قرار می‌گرفت تا برای هر اقدامیْ توجیهی در آستین داشته باشند و ضعف خود را به‌گونه‌ای لاپوشانی و خدمات خود را برجسته‌نمایی کنند.
نگاهی به نمایشگاه‌های هنرهای زیبای ایران به کوشش انجمن ایران و شوروی
جریان نوگرایی در عرصۀ تجسمی ایران، پس از جرقه‌هایی پراکنده و با وقوع اتفاقاتی چون تأسیس دانشکدۀ هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۱۹، با ورود به دهۀ بیست خورشیدی، بدون دریافت شأن و مرتبه‌ای درخور و ایمن، در سایۀ افزایش فعالان این حوزه و مطالبات روزافزون اینان در پی دست‌یازیدن به جایگاهی شایسته، با نیازهای اجتناب‌ناپذیری مواجه شد. وجود مراکزی برای ارائه و نمایش آثار هنرمندان ازجملۀ مهم‌ترین این موارد بود. احتیاجی که در باب گونه‌های سنتی هنر تا به این تاریخ، به علت تفاوت در شیوه‌های ارائه و فروش و یا مطالبات گروه‌های درگیر، به‌گونه‌ای دیگر پاسخ داده می‌شد. ازاین‌رو نوگرایان در نبود مراکز تخصصی برای نمایش کارهای خویش، در چند گام به صحنۀ رسمی هنر پانهادند.
جستاری در سرگذشت مفاخر آشوریَ، آذری، ارمنی و کلیمی
جنگ سرد فقط رقابت، تنش و کشمکش‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی بین بلوک شرق (اتحاد جماهیر شوروی و دولت‌های اقماری‌اش) و بلوک غرب (ایالات متحده و متحدان ناتو) بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا نبود؛ خاورمیانه یکی از میدان‌ها بود. صهیونیسم به سازمانی جهانی بدل شد تا اسرائیل را برسازد. شوروی، پس از تسخیر قفقاز در جنگ جهانی اول، نقشۀ ضمیمه‌کردن آذربایجان را با تنش‌های غائلۀ آذربایجان عملی ساخت. نمونه‌ای از آن: «حرکت بعدی شوروی‌ در سال ۱۹۴۵ بود و آن حملۀ نیروهای کمونیست شوروی به یک مرکز کشاورزی در میانه بود. شوروی‌ در آنجا سربازان ایرانی را خلع سلاح کرد. پس از آن، شوروی‌ همین کار را در دیگر نقاط آذربایجان نیز ادامه داد. در منطقۀ دریاچۀ ارومیه، نیروهای پیشه‌وری که از ارمنی‌ها، آشوری‌ها و کردهای کمونیست تشکیل می‌شدند در جنگ خود در برابر مقاومت ایرانیان شیعۀ منطقه موفق نبودند و شوروی گروه نظامی تمرین‌دیده‌ای را برای سرکوب ایرانیان به ارومیه فرستاد.»
نگاهی به تأثیر مهاجرت اجباری بر پرورش هنرمند در دوران جنگ سرد
در راستای مقالۀ حبیب محمدی و شاگردانش مسیر طولانی‌ای طی شد و سعی بر آن بود تا به منابع جدیدی دست یابم. حبیب محمدی از حیث معلمی و تأثیری که بر شاگردانش در رشت داشته، اهمیت دارد. در آرشیو موزۀ هنرهای معاصر تهران و شهرداری رشت جستجو کردم و با دوستان و نزدیکانی که دیداری با او داشتند گفتگو انجام شد.
ایران میانهٔ غرب و شرق
ایران به‌خاطر ویژگی‌های ژئوپلیتیکی‌اش در خاورمیانه یکی از مهم‌ترین پایگاه‌ها و اهداف جنگ سرد بود.  آمریکا در سال‌های ۱۹۵۰ میلادی برنامه‌ای مدون برای پاک‌سازی کشورهای جهان سوم از جنبش‌های کمونیستی را در رأس امور خود قرار داد که این برنامه به نتایجی مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران، کودتای ۱۹۵۴ گواتمالا و جنگ داخلی اندونزی در ۱۹۶۵ انجامید. در پاییز ۱۳۲۷ ، ایران با دولت آمریکا قراردادی را امضا کرد که بعدها به «برنامۀ اصل چهار» در ایران معروف شد. کارشناسان آمریکایی تشخیص دادند که اعطای وامی ۲۵۰ میلیون دلاری می‌تواند به پیشبرد برنامۀ هفت‌سالۀ عمرانی ایران کمک کند. سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحدۀ آمریکا در ۱۹۵۰ بیان کرد: «هدف اصلی سیاست ما جلوگیری از سلطۀ اتحاد جماهیر شوروی و تقویت جهت‌گیری ایران به سمت غرب است. سیاست ما در اولین گام روی توسعۀ اقتصادی و اجتماعی تمرکز می‌کند. به‌این‌منظور که مقاومت کشور (ایران) را در مقابل کمونیسم افزایش دهد. تکیۀ اصلی این رابطه بر برنامۀ هفت‌سالۀ ایرانی‌ها قرار گرفته است؛ برنامه‌ای که انتظار می‌رود تا میزان زیادی از منابع مالی کشور برای اجرا برداشت شود. کمک آمریکا به ایران در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی، همان‌طور که در حال حاضر برنامه‌ریزی شده، به کمک‌های فنی محدود خواهد شد.»