بایگانی طبل۲
بخش دوم
شعب انجمن در شهرستان‌ها و فعالیت آنها براساس مادۀ سوم، انجمن روابط فرهنگی ایران با شوروی می‌توانست درصورت ‌امکان شعبی در دیگر شهرهای ایران راه‌اندازی کند.۱ بر همین اساس در نیمۀ نخست سال ۱۳۲۳، شعبه‌‌های مشهد، تبریز، بابل، رشت، بندر پهلوی (بندر انزلی) و رضاییه (ارومیه) راه‌اندازی و در ادامه شعب قزوین، اردبیل، مراغه، خوی، سمنان، لاهیجان، رودسر، ساری، شفارود، پونل شفارود، بندر شاه، زنجان، آستارا، شاهرود، سبزوار، کرمانشاه، اراک، گرگان، کرج، اصفهان، قوچان، نیشابور، بجنورد، سبزوار، تربت حیدریه، کاشمر، شیراز، گنبد کاووس، ماکو، سلماس، اشنو، مهاباد، مرند، میانه، میاندوآب و جلفا نیز آغاز به‌کار کردند.
بخش دوم
شعب انجمن در شهرستان‌ها و فعالیت آنها بر اساس مادۀ یکم اساسنامه، مرکز انجمن ایران و آمریکا در تهران قرار داشت، اما در صورت اقتضا در دیگر شهرها امکان تأسیس شعبه وجود داشت.۱ بر این اساس انجمن به‌‌‌مرور شعبی را در اصفهان، شیراز، اهواز، مشهد و کرمانشاه راه‌‌‌اندازی کرد که تحت ریاست مستقل هیئت‌‌‌مدیرۀ خود فعالیت می‌‌‌کردند.۲ دربارۀ این شعب اطلاع چندانی در دست نیست، چنان‌‌‌که حتی تاریخ راه‌‌‌اندازی برخی شعب دانسته نیست. می‌‌‌دانیم که شعبۀ مشهد در ۲۰ مهر ۱۳۳۵، شعبۀ شیراز در ۲۵ بهمن ۱۳۳۸ و شعبۀ اهواز در اسفند ۱۳۵۱ راه‌‌‌اندازی شدند.
۱۳۳۲-۱۳۲۰
حملۀ ارتش‌‌‌های شوروی و انگلیس به ایران، در سوم شهریور ۱۳۲۰، موجب کناره‌‌‌گیری رضاشاه از سلطنت و فروریختن دیکتاتوری او شد. در پی این واقعه، نظام مشروطۀ پارلمانی در ایران احیاء شد؛ مطبوعات از بند سانسور رها گردیدند؛ بازماندۀ سیاستمداران عصر مشروطه از تبعید و انزوا و فعالان سیاسی جوان‌‌‌تر از زندان رهایی یافتند و با انتشار روزنامه‌‌‌ها، تشکیل احزاب سیاسی، تشکل‌‌‌های صنفی و… فعالیت خود را به‌‌‌منظور تحکیم نظام مشروطۀ پارلمانی و اجرای اصلاحات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آغاز کردند.
آموزش: راهی برای تأثیرگذاری
ابتدا از تاریخ و ریشۀ فولبرایت به­‌خصوص در ایران آغاز کنیم. برنامۀ فولبرایت (Fulbright U.S. Student Program) از ۱۹۴۶ در دورۀ جنگ سرد و بعد از جنگ‌‌‌های جهانی ارائه شد. فولبرایت، سناتوری از ایالت آرکانزاس و شخصی دانشگاهی بود و در سال ۱۹۹۵ فوت کرد. در دورۀ کندی، که فضای جهانی بعد از جنگ دچار سوءتفاهمات شده بود، وجدان جهانی جریحه‌‌‌دار بود و پیامدهای بسیار زیانبار جنگ خود را نشان می‌‌‌داد، فلسفه و سیاست و تکنولوژی و سیستم‌‌‌های اجتماعی و... همگی تحت تأثیر این موضوع قرار گرفتند. ایدۀ صلح اهمیت یافت چون فضای پساجنگ، هزینه‌‌‌های جنگ را به درشتی تمام نشان می‌‌‌داد. فولبرایت در چنین موقعیتی باید دیده شود.
معماری آمریکایی و حضور آن در ایران
معماری مدرن ایران بیشتر تحت تأثیر چه سبک‌­هایی از هنر جهان است؟ آن زمان بلوک غرب و شرق را داشتیم. در ایران بلوک شرق کمونیست‌ها بودند و به خاطر حضور حزب تودهای که در ایران بود، تمام نویسندگان و رجال تحت تأثیر ادبیات روسیه بودند. حتی تئاتر هم اینگونه بود، ولی معماری ما تحت تأثیر غرب بود. به‌خاطر اینکه اشخاصی همچون محسن فروغی از بوزار پاریس به ایران آمدند. ما که دانشجو شدیم دانشکده کاملاً بوزاری بود. از دانشگاه که در سال ۴۲ فارغ‌التحصیل شدم، کمکم از ایتالیا هم اساتیدی آمده بودند و درواقع بچه‌هایی بودند که در ایتالیا درس خوانده و حال در تهران تدریس می‌کردند، اما باقی هنرهای ما (جز معماری) تحت تأثیر روس‌ها بود.
فرصت یا تخریب روند هنر
نوسازی فرایند تغییرات اجتماعی بر پایه و مبنای مدرنیته و با هدف رسیدن به جامعه‌ای مدرن و توسعه‌یافته است که در تجربۀ اروپاییان، به‌نحو اساسی و ساختاری در همۀ جنبه‌ها و حوزه‌ها، به‌صورت یکپارچه و نظام‌مند و به‌شکلی نسبتاً موفقیت‌آمیز صورت گرفت. در این روند، جامعۀ سنتی و کشاورزی با محوریت رعیت، ارباب و شاه، متحول و دگرگون شد و جامعه‌ای مدرن بر پایۀ عقل و علم و با هدایت بورژوازی و ایفای نقش دولت مطلقه و بعد دولت ملی و مدرن و دموکراتیک تحقق یافت.
پرتره‌نگاری خسروان
ترجمه : محمد سروی‌زرگر
برایان واترمن۱ از سال 2001 در دانشگاه نیویورک به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی مشغول است. او همچنین استاد مهمان در شعبۀ ابوظبی دانشگاه نیویورک است. واترمن دانش‌آموختۀ مطالعات آمریکا از دانشگاه بوستون است. حوزۀ مطالعاتی و پژوهشی او بیش از هر چیزی متمرکز بر پاپ‌آرت و زندگی روزمره در دهه‌های 70، 80 و 90 میلادی است و این حوزه را بیش از هر چیزی، با تمرکز بر حیات فرهنگی شهر نیویورک در این دوره از تاریخ معاصر آمریکا، دنبال می‌کند. مواد و مصالحی که واترمن مطالعات خود را با تمرکز بر آنها پیش می‌برد طیف وسیعی از رسانه‌ها و میانجی‌های فرهنگی– نقاشی، عکاسی، موسیقی، تئاتر و... – را شامل می‌شود.
۱۳۶۰-۱۳۵۷
شعب انجمن در شهرستان‌ها و فعالیت آنها براساس مادۀ سوم، انجمن روابط فرهنگی ایران با شوروی می‌توانست درصورت ‌امکان شعبی در دیگر شهرهای ایران راه‌اندازی کند.۱ بر همین اساس در نیمۀ نخست سال ۱۳۲۳، شعبه‌‌های مشهد، تبریز، بابل، رشت، بندر پهلوی (بندر انزلی) و رضاییه (ارومیه) راه‌اندازی و در ادامه شعب قزوین، اردبیل، مراغه، خوی، سمنان، لاهیجان، رودسر، ساری، شفارود، پونل شفارود، بندر شاه، زنجان، آستارا، شاهرود، سبزوار، کرمانشاه، اراک، گرگان، کرج، اصفهان، قوچان، نیشابور، بجنورد، سبزوار، تربت حیدریه، کاشمر، شیراز، گنبد کاووس، ماکو، سلماس، اشنو، مهاباد، مرند، میانه، میاندوآب و جلفا نیز آغاز به‌کار کردند.
تجربهٔ حضور در شورا
متن زیر حاصل گفت‌وگویی با پرویز حبیب‌پور در تابستان ۱۳۹۸ است. پرویز حبیب‌پور (متولد ۱۳۱۴) در سال 1333 به تهران مهاجرت کرد و پس از چند سال کوشید تا به دانشکدۀ هنرهای زیبا راه یابد، اما به دلیل بالابودن سنش در دانشگاه پذیرفته نشد و ناگزیر راهی شوروی شد. وی پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۷ مورد سوءظن حکومت قرار گرفت و زندانی شد. در زیر، تجربیات او در این سفر و عضویتش در شورای نویسندگان و هنرمندان ایران را می‌خوانیم:
نگاهی به بازتاب ایدئولوژی چپ در گفتمان هنر انقلابی
وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 مهم‌ترین حادثۀ سیاسی تاریخ معاصر ایران است که علاوه­ بر تحول بنیادین در ساختار قدرت سیاسی، تغییرات اجتماعی، فرهنگی و هنری را نیز موجب شد؛ ازاین‌رو می‌توان آن را انقلابی تمام‌عیار دانست که همۀ اجزای جامعۀ ایرانی ازجمله هنرهای تجسمی را متأثر کرد. بررسی ویژگی‌های تصویری و ریشه‌های فکری و ایدئولوژیک هنرهای تجسمی و نسبت متقابل فرم و محتوا در نقاشی این دوره اهمیت بسیاری در تدوین تاریخ اجتماعی هنرهای تجسمی دورۀ معاصر دارد.